سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
162
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
اما آنچه گفته : وشاهد اين مقولة در كتابهاى أهل سنت موجود است . . إلى قوله : عجب نيست كه در آن سرگوشى . . . إلى آخر . پس در صورت فرض صدق روايت مذكوره ، ذكر حَكَم بن [ أبى ] العاص در آن روايت واقع نيست لا تصريحاً ولا ضمناً ، پس اين احتمال در روايت مذكوره به هيچ وجه يافت نمىشود . واگر از اين چنين احتمالات واهية فرضيه رفع شبهات تواند شد ، هر كسى را مىرسد كه براي رفع شبهه چنين احتمالي پيدا كند ، وحال آنكه نزد عقلا ثابت ومتحقق است كه براي تحقيق حقّ استدلال به أمور ثابته محققه بايد كرد ويا براي اسكات خصم به أمور مسلّمه نزد أو استدلال بايد نمود ; وچون اذن دادن حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) عثمان را براي آوردن حَكَم بن أبي العاص در مدينه به هيچ وجه از وجوه ثابت ومتحقق نيست ، استدلال به آن براي دفع طعن از عثمان باطل باشد . اما آنچه گفته كه : نيز ثابت شده كه حَكَم در آخر عمر خود از نفاق وفساد توبه كرده . . . إلى آخر . پس تا وقتي كه اين را به دليل واجب القبول ثابت نكند قابل اصغا نيست ، وفساد ونفاق أو به يقين ثابت شده ، واليقين لا يزول إلاّ بيقين مثله . ومع هذا در “ صواعق محرقه “ مذكور است :